7/31/2005

سر گشته و رسوا

میدونی همش دروغ بود به خاطر هیچکس نبود تو راست میگی من همه حقیقت رو نگفتم
فقط به خاطر این بود که دوستت داشتم و به خاطر اینکه ترسو بودم
میترسیدم قبولم نکونی و باور نکنی دوستت دارم ولی حتی اجازه ندادم به خودم که ابراز کنم قبل از اینکه چیزی بگی یا چیزی بگم خودم حاشا کردم
چون ترسو بودم چون قبلش خیلی زجر کشیده بودم نمیخواستم دوباره تکرار شه خودت که دیده بودی
ولی به خاطر تو خیلی تلاش کردم بدون اینکه بدونی حتی تصور هم نمیتونی بکنی
میدونی وقتی هم اتاقت روزی 30 نخ سیگار بکشه ترک سیگار چه عذابیه؟ولی من ترک کردم
میدونی واسه من با اخلاق ماشینیم تغییر عادت چه مشکلاتی ایجاد میکنه؟
هر عیبی رو که داشتم باهاش جنگیدم به خاطر تو
:نه به خاطر خود خودت به خاطر اینکه یه جاخوندم
شایسته بودن و نرسیدن بهتر از شایسته نبودن و رسیدن است
ولی هیچوقت به زبان نیاوردم چون میدونستم هرگز از تو نمیتونم نه بشنوم چون میدونستم اگر بگی نه واست میشم عذاب هرروزه
...خیلی دوست داشتم نگاهم کنی خیلی
...وقتی که با ناباوری وآزردگی نگام میکردی هم غرق لذت میشدم هم غرق عذاب
دلم میخواست وقتی داری نگام میکنی دنیا وایسته و من بمیرم نه مرگ نه میخواستم سنگ شم میخواستم توام سنگ شی و این لحظه تا ابد کش بیاد ولی طاقت نگاهتو نداشتم از قدیم نگاهت منو مضطرب میکرد و حالا لهم میکرد خرد میکرد
به خصوص که میدونستم این نگاه یعنی من رو نمیخوای ولی همین نگاه هم واسه من حرمت داشت
نمیدونی وقتی وانمود میکردم از درون چه حالی داشتم
من من مرده گنده میرفتم های های گریه میکردم ولی چه فایده؟
یاد گرفته بودم که اصرار فایده نداره به خصوص با تو که همیشه ارده ات رو تحسین میکردم
همه چیز موند تو دل خودم
حالام که اینجا حرف میزنم واسه اینه که دردم رو به هیچکس نمیتونم حتی به مادرم
دارم پاره میشم گلوم داره میترکه
همش به خاطر اینه که ترسو ام

7/24/2005

22

...آخرين روزهاي 22 سالگي من مثل قطره هااي آب از ميان دستانم ميچكد

7/22/2005

7/21/2005

اراده

هميشه فكر ميكردم كه هيچ چيز در مقابل اراده انسان نميتونه بايسته و دير يا زود هر چيزي تسليم ميشه
ولي در مرور زمان به واقعيتي بر خوردم و اون اين بود كه من اين مطلب رو كامل و با همه ابعادش درك نكردم
خوب اين اراده رو همه قوي يا ضعيف دارن حالا اگر اين اراده مقابل يه اراده ديگه قرار بگيره چي؟
اين دو الماس اگر باهم برخورد كنن چي؟ اگر هم قدرت باشند تا ابد همديگر را ميخراشند تا هردو نابود شن و اگر يكي ضعيف تر باشه خرد ميشه و اين يك فاجعه اس
خرد شدن يك انسان
نابودي اراده يك انسان جنايت
و انتخاب بين اينكه تو خرد بشي و يا رقيبت
و اگر غالب شي هميشه عذاب وجدان دنبالت ميا
اگر ميدان مبارزه رو ترك كني هميشه دچار حسرت خواهي بود
....

7/14/2005


7/12/2005

snob

جوینده یابنده است
پدیده ای که پیش خودم اسمش را گذاشته بودم نوفرهنگی قبلا کلی مورد مشکل بوده و کلی هم روش تحقیق شده
تحت نام
snob و snobism
دنبالش بگردید

7/02/2005

7/01/2005


THE MOON