11/08/2005

دیدم

من مردی را دیدم
که نجات یافت تا بداند مرگ چه نعمتیست
من زنی را دیدم
که آرزوهایش فرزندانش بودند و فرزندانش مرده بودند
من مردی را دیدم
که مخییر شده بود بین مرگ و مرگ
من زنی را دیدم
که از برجستگی به برجستگی رسیده بود
من مردی را دیدم
که بر مزار خود میشاشید
من مردی را دیدم
که عشق را متری میخرید
من کرم شب تابی را دیدم
که خود را خورشید میدید
من دیدم
دیدم
و خواستم مرده باشم
ولی زنده هستم...زنده
تا زمانی که آسمان را باران میشوید
تا زمانی که باد آزادی را بر گونه های من میرقصاند
تا زمانی که صبح سینه ام را میگزد
تا بهاری که گل را بایسته است
...
***
پي نوشت:از بعضي از اي اس پي ها من فيلتر شدم...خداوند مردم آزاران را لعنت كند...بابا مگه من چه حرفي زدم آخه...اگر همين روند ادامه پيدا كنه شايد مجبور شم اسباب كشي كنم...كه اصلا دوست ندارم...آخه يكي به من بگه چرا؟...داشتم يه دومين اجاره ميكردم كه دست نگه داشتم چون اگه برم اونجا و فيلتر شم كلا خل ميشم...
پي نوشت دو:يه كيف دستي خريدم كه عين خودمه روش خاكستريه توش نارنجي با يه عالمه سوراخ سمبه

5 comments:

Anonymous said...

سلام دوست عزیز
خیلی غمگین هستی.مگر چند دفعه قراره زندگی کنی که اینقدر اسیر دنیا شدی(فیلم دنیا رو حتما دیدی)
دوست عزیز اگه توی زندگی خودتو بشناسی و تواناییاتو .بهتر میتونی زندگی کنی.وبدون اگه با توکل به خدا به اون راهی که در پیش داری نمیرسی حتما راه رو اشتباه رفتی.

Anonymous said...

man dar oje zendegi morde am

Anonymous said...

khosh halam az inke fahmidi zendee va bayad ba omid zendegi koni.;)

Anonymous said...

va man mardy didam ,ke dasht say mikhard be zendy mosbat negah kone,va baz hamon mardo didam ke ....,rasty az tosif inke shabihe kifety khily khosham omad .midony jalebish chi bod inke man daghighan ax inam ye kif ke narenjie rosh vali tosh tosie......mofagh bashy

Anonymous said...

man olaghi didam ke yonjaro mifahmid....