باد می آید
در ذهنم باد می آید
در ذهن خسته و خاکستری من باد می آید
د رتمام گوشه و کنار ذهنم می پیچد و هوهو می کند
بادی تند و خنک
ابر های خاکستری را با خود میبرد
گرد و خاک را از روی سنگ نوشته های قدیمی بر میدارد
در هزار توی تردید
در گوشه های باغ تنهایی
باد می آید
در ذهنم باد می آید
وقت آن است که بر خیزم
باد می آید
باد می آید
6 comments:
hezar tooye tardid??? ye hezar to dar shab ! bedoone bad bedoon tardid tarsnake che berese be in ke shab bashe ba koli tardid
khob dige dost nashenas yekam reayat kon o qabl az harf zadan yekam fekr kon
اگر هم اکنون مرده ای از راه بماند
و رو به آفتاب که دارد غروب می کند
دراز به دراز بيفتد ؛
چه پيش خواهد آمد جز اين که چند روزی
در سردخانه ای بماند ؟
و کاغذی و خودکاری
تنها در جنبش بيايند ؟
که هیچ چيز این دنيا را معنا نمی کند. ...
ensafan hich rabty be matne nadasht ,khodam midonam. baram jaleb bod khastam to ham bekhonish
Inke az roozmargi dar biyam, khodet be in natije residi ya kesi ham komaket kard???
CHEJOORI AKHE ?
che qadr dust dashtam tu zehne manam bad miumad, shayad ye taqeeri dar man ijad mishod, ama afsus hata nasim ham tu donyaye man nemivaze:( khosh behalet
Post a Comment