بالاخره ميديدمش
نيم ساعت زود رسيدم.اولش موسسه رو پيدا نكردم گيج بودم
اونم يه ربع زود رسيده بود.از در كه وارد شدم ديدمش ولي اون منو نميديد از آرنج به پائينشو ميديدم با اين وجود بلافاصله شناختمش پاهاي كوچولوش تو يه جفت كفش كالج صورتي مثل پاهاي عروسك...با حالتي محجوبانه نوك پاهاشو به طور نامحسوسي به سمت هم نگه داشته بود شلوار پاكتي و يه مانتوي بلند با دكمه هاي مثل پالتو تنش بود دسته كيف كوچيكشو با دو دست نگه داشته بود دستهاي ظريف و قشنگي داشت با انگشتهايي با بندهاي بلند و با همون انگشتها دسته كيف رو فشار ميداد حالا كه انقدر نزديك بود مضطرب شدم يه نفس عميق كشيدم جلو رفتم و سلام كردم...بالاخره ديدمش
نيم ساعت زود رسيدم.اولش موسسه رو پيدا نكردم گيج بودم
اونم يه ربع زود رسيده بود.از در كه وارد شدم ديدمش ولي اون منو نميديد از آرنج به پائينشو ميديدم با اين وجود بلافاصله شناختمش پاهاي كوچولوش تو يه جفت كفش كالج صورتي مثل پاهاي عروسك...با حالتي محجوبانه نوك پاهاشو به طور نامحسوسي به سمت هم نگه داشته بود شلوار پاكتي و يه مانتوي بلند با دكمه هاي مثل پالتو تنش بود دسته كيف كوچيكشو با دو دست نگه داشته بود دستهاي ظريف و قشنگي داشت با انگشتهايي با بندهاي بلند و با همون انگشتها دسته كيف رو فشار ميداد حالا كه انقدر نزديك بود مضطرب شدم يه نفس عميق كشيدم جلو رفتم و سلام كردم...بالاخره ديدمش
1 comment:
khobbbbbbbbbbbb mobarakeeee,shirini yadet nare :)
pas dige ghalebe webloget gharare gol o sonboli beshe :)) shad bashi
Post a Comment