ديشب داشتم با عجله دنبال كاري ميرفتم
مسيرم از كوچه هاي چند صد ساله ميگذشت
تاريك و قديمي
ملغمه اي از اشكال خاكي رنگ
هيچ نشاني از حضور انسان نبود
هيچ صدايي
هيچ حركتي
روي قدمهام متمركز شده بودم
سريع و محكم
ناگهان چشمم به سايه خودم افتاد با خطوط واضح
سياه و تيره در ميان مه خاكستري درخشان
لبخند زدم و سرم رو بردم بالا و گفتنم
سلام
سلام دوست قديمي
ماه در اوج زيبايي و جلال رمز آميزش
مخمور و دل انگيز توآسمون شناور بود
زرد و سفيد در ميان هاله اي به رنگ دود سيگار
خيلي وقت بود نگاهش نكرده بودم
فراموشم شده بود
ترسيدم
خيلي ترسيدم
ترسيدم كه وقتي كاملا وارد گود زندگي بشم همه اينها از يادم بره
يادم بره شب تابستون چه بويي ميده
هواي زمستون چه بافتي داره
شيطنت باد بهار از يادم بره
طعم گرم و ترش بارون پاييز
نكنه يادم بره؟
مسيرم از كوچه هاي چند صد ساله ميگذشت
تاريك و قديمي
ملغمه اي از اشكال خاكي رنگ
هيچ نشاني از حضور انسان نبود
هيچ صدايي
هيچ حركتي
روي قدمهام متمركز شده بودم
سريع و محكم
ناگهان چشمم به سايه خودم افتاد با خطوط واضح
سياه و تيره در ميان مه خاكستري درخشان
لبخند زدم و سرم رو بردم بالا و گفتنم
سلام
سلام دوست قديمي
ماه در اوج زيبايي و جلال رمز آميزش
مخمور و دل انگيز توآسمون شناور بود
زرد و سفيد در ميان هاله اي به رنگ دود سيگار
خيلي وقت بود نگاهش نكرده بودم
فراموشم شده بود
ترسيدم
خيلي ترسيدم
ترسيدم كه وقتي كاملا وارد گود زندگي بشم همه اينها از يادم بره
يادم بره شب تابستون چه بويي ميده
هواي زمستون چه بافتي داره
شيطنت باد بهار از يادم بره
طعم گرم و ترش بارون پاييز
نكنه يادم بره؟
3 comments:
ee che bahal,khosham oomad
fekr konam bayad masih biad ye dasty be kesh ro sare in mordeha
base dige yechi benevis zooodddd
Post a Comment