و غول قصه ما
شيشه عمرش را از اشك چشمش پر كرد
و ماهي كوچولوي قصه مجاور را
در آن خانه داد
تا قصه جديدي آفريده شود
شيشه عمرش را از اشك چشمش پر كرد
و ماهي كوچولوي قصه مجاور را
در آن خانه داد
تا قصه جديدي آفريده شود
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
No comments:
Post a Comment