3/23/2007

عیدانه

سال نوتون مبارک باشه...صد سال به از این سالها...ایشالا سرشار از موفقیت...با دل شاد و لب خندون...آره خلاصه آقا گرگ عیدت مبارک!آره و اینا خیلی
در ضمن مایی خانمم از اینکه دعوتمو قبول کردی و قدم سر چشم ما گذاشتی ممنونم...خوش اومدی
حالا یه خاطره:یه بچهکی با مادرش اومدن داروخونه دیشب نسخه حساسیت و خارش داشتن رو صورت بچه هم مقادیری کهیر به چشم میخورد منم سرم پایین اومدم مهربون بازی در آرم گفتم آجیلا رو میخوری فکر اینجاشم باید بکنی داروتم یکم خواب آوره ولی ماشالا پهلونی...سرمو که بالا آوردم دیدم خانمه خیلی بد نگام میکنه بچه پرسید مامان آقاهه با تو بودا هی آجیل میخوری...دست بچشو کشید و رفت...اسم نسخه نگاه کردم دیدم که بله نسخه مال مادر بوده...گند زدم

No comments: