حس ميكنم مثل آدامسي شدم كه تا بي نهايت كشيده شده،ولي هنوز پاره نشده...اگر ضربه آخر رو بخورم
نمي دونم...شايد برم جلو آينه قدي اتاقم وايستم و يه شيشه شكسته به شكل هلال ماه رو فرو كنم تو رگ و ريشه گردنم
يا شايد برم رو يه ساختمون خيلي بلند يه شيرجه قشنگ و تكنيكي بزنم و قبل از اينكه اسير دست جاذبه بشم چند ثانيه از آزادي مطلق لذت ببرم
يا شايد يه داروي ضد تشنج بخورم و خودمو با يه رقص وحشيانه بدرقه كنم
يا اينكه
يا اينكه تيپ زدم رفتم دختر بازي
مثلا برم ايران زمين
و خودمو يه ذرت با پودر پنير مهمون كردم
هنوز نميدونم
چون هنوز اون رشته باريك تر از مو پاره نشده
نمي دونم...شايد برم جلو آينه قدي اتاقم وايستم و يه شيشه شكسته به شكل هلال ماه رو فرو كنم تو رگ و ريشه گردنم
يا شايد برم رو يه ساختمون خيلي بلند يه شيرجه قشنگ و تكنيكي بزنم و قبل از اينكه اسير دست جاذبه بشم چند ثانيه از آزادي مطلق لذت ببرم
يا شايد يه داروي ضد تشنج بخورم و خودمو با يه رقص وحشيانه بدرقه كنم
يا اينكه
يا اينكه تيپ زدم رفتم دختر بازي
مثلا برم ايران زمين
و خودمو يه ذرت با پودر پنير مهمون كردم
هنوز نميدونم
چون هنوز اون رشته باريك تر از مو پاره نشده
5 comments:
yadet nare ke tikehaye adamso baz misheh be ham chasbund o javid, vali adamo nemisheh...
خدا رو شکر می کنم که هنوز پاره نشده...
اگه پاره شده بود...
kheili rahat mishe fahmidet , khateie ,darmoondeie ,az hameja boridi.ama khodetem midooni ke rahe halesh az hame in karaee ke gofti rahattare ,too vaghean behesh ehtiaj dari!
nemidooni cheghadr tasof angize vaghti mibinam ye adami mesle too ke mitoone shirintarin lahazato vase khodesh va eshghesh! be armaghan biare inghadr mosere ke too halghe tariki khodesh sargardoon bashe.
تو آخر نمی میری ولی مارو میمری
Post a Comment