9/05/2005

سرگشته و رسوا

گفتم سلام
سرتو بلند کردی
لبخند قشنگتو تحویلم دادی
و با مهربونی تمام خودتو آماده کردی که حداقل یه ساعت مغزتو بخورم
...
قیافه متعجبت وقتی بلافاصله گفتم کار دارم باید برم وخداحافظی کردم
تو ذهنم حک شد
...
در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه

1 comment:

ala said...

:)